تبليغات X

برگرفته از وبگری ۲۰٫۳۰

سورة مبارکه  الرحمن

مَرَجَ الْبَحْرَیْنِ یَلْتَقِیانِ (۱۹) بَیْنَهُما بَرْزَخٌ لا یَبْغِیانِ (۲۰)  فَبِأَیِّ آلاءِ رَبِّکُما تُکَذِّبانِ (۲۱) یَخْرُجُ مِنْهُمَا اللُّؤْلُؤُ وَ الْمَرْجانُ (۲۲)

 ۱۹٫ دو دریا را به گونه ای روان کرد که با هم برخورد کنند.۲۰٫ اما میان آن دو حد فاصلی است که به هم تجاوز نمی کنند.۲۱٫ پس کدامین نعمتهاى پروردگارتان را انکار مى‏ کنید؟ ۲۲٫ از آن دو، مروارید و مرجان خارج مى‏ شود.

سوره مبارکه فرقان آیه ۵۳:

« و هو الذی مَرَجَ البحرینِ هذا عَذبٌ فُراتٌ و هذا مِلحً اُجاجً وَ جَعَلَ بَینَهما بَرزَخا و حِجراً مَهجوراً»

و اوست کسی که دو دریا را موج زنان به سوی هم روان کرد این یکی شیرین و آن یکی شور و تلخ است ومیان آن دو حریمی استوار قرار داد.

سوره مبارکه فاطر آیه ۱۲:

وَمَا یَسْتَوِی الْبَحْرَانِ هَذَا عَذْبٌ فُرَاتٌ سَائِغٌ شَرَابُهُ وَهَذَا مِلْحٌ أُجَاجٌ وَمِن کُلٍّ تَأْکُلُونَ لَحْمًا طَرِیًّا وَتَسْتَخْرِجُونَ حِلْیَةً تَلْبَسُونَهَا وَتَرَى الْفُلْکَ فِیهِ مَوَاخِرَ لِتَبْتَغُوا مِن فَضْلِهِ وَلَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ

این دو دریا یکسان نیستند: یکی آبش شیرین و گواراست و یکی شور و تلخ، از هر دو گوشت تازه می خورید، و از آنها چیزهایی برای آرایش تن خویش بیرون می کشید و می بینی که کشتی ها برای یافتن روزی و غنیمت، آب را می شکافند و پیش می روند، باشد که سپاسگزار باشید.

سوره مبارکه نمل آیه ۶۱:

اَمَّنْ جَعَلَ الْاَرْضَ قَرَارًا وَ جَعَلَ خِلالَهَا اَنْهَارًا وَ جَعَلَ لَهَا رَوَاسِیَ وَ جَعَلَ بَینَ الْبَحْرَیْنِ حَاجِزًا ءَاِلهٌ مَعَ اللهِ بَلْ اَکْثَرُهُمْ لَا یَعْلَمُونَ ﴿۶۱﴾

[آیا شریکانى که مى ‏پندارند بهتر است‏] یا آن کس که زمین را قرارگاهى ساخت و در آن رودها پدید آورد و براى آن، کوه‏ها را [مانند لنگر] قرار داد، و میان دو دریا برزخى گذاشت؟ آیا معبودى با خداست؟ [نه،] بلکه بیشترشان نمى ‏دانند.

بهمن ۶, ۱۳۹۰ | در: مطالب روزانه

پس از مرگ ….

<strong> ی تردید در دنیا حوادث تلخ و رنج آوری وجود دارد که هر یک به نوبه خود می تواند بار سنگینی از مصیبت را بر دوش آدمی نهاده و آینه ی دلش را از طوفان غم و غصه غبار آلود نماید. در این میان آنچه از هر حادثه ای برای انسان ، تلخ تر و غم انگیز تر است، حادثه ای انکار ناپذیر مرگ است. مرگ بگونه ای است که با آن کام وجود بازماندگان تلخ و خاطرشان آزرده می شود، چرا که آنها به اندازه ای به عزیز خود دل بسته اند که جدایی از او برایشان امری است غیر منتظره، که پذیرش آن به سختی در صفحه ی ذهنشان نقش خواهد بست. اما این یک روی سکّه است، روی دیگر آن که از اهمیت والایی برخوردار است، خود میّت و احساساتی است که به هنگام مرگ و لحظاتی پس از آن به او دست می دهد، احساساتی برخاسته از جان که درک آن برای ما زنده ها امکان پذیر نیست.
امیر متقیان علی (علیه السلام) در فرازی از خطبه ۸۳ نهج البلاغه صحنه غم انگیز مرگ وجان کندن را در قالب گفتار به زیبایی به تصویر کشیده و در این باره می فرماید: «انسان در حالت بیهوشی و سکرات مرگ، و غم و اندوه بسیار، و ناله ی دردناک، و درد جان کندن، با انتظاری رنج آور، دست به گریبان است.پس از مرگ او را مأیوس وار در کفن پیچانده، در حالی که تسلیم و آرام است، برمی دارند و بر تابوت می گذارند، خسته و لاغر به سفر آخرت می رود، فرزندان و برادران او را به دوش کشیده، تا سر منزل غربت، آنجا که دیگر او را نمی بیند، و آنجا که جایگاه وحشت است، پیش می برند…»
نکته ی حائز اهمیت پیرامون کلام امیر بیان علی (علیه السلام) آن است که انسان ها به هنگام مرگ و لحظات غم انگیز تشییع جنازه، حالت یکسان و یکنواختی ندارند، بلکه به تناسب ایمان و کفر و نیز شدت و ضعفی که در این زمینه دارند، حالات گوناگونی خواهند داشت. مطابق روایات معتبری که در این باره وجود دارد، انسانهای مومن و پرهیزکار، در این لحظات حساس، بسیار خوشحال و شادمان بوده، و از اینکه رخت از این جهان بسته و به دیار باقی سفر می نمایند، سر از پا نمی شناسند، چرا که دنیا برای آنها قفس تنگ و تاریکی بوده که بودن در آن، خاطرشان را آزرده و روح و جانشان را معذّب می ساخته است، و لذا مطابق روایاتی که از پیشوایان معصوم (صلوات الله علیهم اجمعین) در این زمینه وارد شده است، هنگامی که جنازه ی او را حرکت می دهند، صدا می زند که مرا زودتر به منزلم برسانید، و نیز هنگام غسل دادن در جواب فرشته ای که به او می گوید: آیا دلت می خواهی به دنیا بازگردی؟! می گوید: خیر، دیگر نمی خواهم به سختی و تعب دنیا برگردم.
اما در مقابل کافران و نیز گنهکارانی که عمری در مسیر ضلالت و گمراهی قدم نهاده اند و غرق در شهوت و هواپرستی دنیا بوده اند، از اینکه مرگ به سراغشان آمده، و قصد شکارشان را دارد بسیار خشمگین و ناراحتند، زیرا دنیا در منظرشان همچون کاخ زیبا و دلربایی بوده که در آن بزم عیش و شادی به راه انداخته، و به خیال خام خود از این طریق لحظات شیرین و لذت بخشی را برای خود دست و پا کرده اند، و لذا از مرگ که بساط عیش و نوش آنها را بر هم زده، و کاخ آرزوهایشان را ویران ساخته است، بسیار غمگین و هراسانند.
پرسش و پاسخ های عالم قبر
در موضوع مرگ و رخدادهای پیرامون آن، آنچه بر سختی و رنج فراوان این پدیده انکارناپذیر می افزاید، پرسش و پاسخ هایی است که انسان در عالم قبر با آنها مواجه می شود. امیر متقیان علی (علیه السلام) در ادامه ی همین فراز از خطبه ی نورانی ۸۳ به این مهّم پرداخته و در این باره به زیبایی فرموده است: «هنگامی که تشییع کنندگان بروند و مصیبت زدگان بازگردند، او را برای پرسش های حیرت آور، و امتحان لغزش زا، در گودال قبر می نشانند»با دقت در کلام امیر بیان علی (علیه السلام) می یابیم که موضوع پرسش و پاسخهای عالم قبر حقیقتی است که هیچ گونه شک و تردیدی در موردش روا نیست. در روایتی که از ششمین اختر تابناک آسمان ولایت و امامت، امام صادق (علیه السلام) در این زمینه وارد شده است، آن حضرت می فرماید: «هنگامی که جنازه ی انسان را دفن می کنند، دو فرشته به نام نکیر و منکر نزد او می آیند، که صدایشان مانند رعد غرّنده، و چشم هایشان مانند برق خیره کننده است که زمین را با نیش های خود می شکافند، و پاهای خود را همراه با موهای خود به شدت بر زمین می کوبند و به سوی مرده می آیند.»
البته چگونگی برخورد آنها با میّت، براساس میزان ایمان و انحراف او متفاوت خواهد بود، و آنها متناسب با وضعیت ایمان و عقیده ی میت با او رفتار خواهند نمود. مطابق روایات فراوان، این دو فرشته هنگامی که به سراغ مرده می آیند، با طرح سوألاتی او را مورد بازجویی قرار داده و از این طریق است که نخستین دادگاه الهی پس از مرگ انسان، آغاز می شود. اما اینکه آن دو فرشته الهی از چه می پرسند و چه اموری را مورد بازجویی قرار می دهند، امری است که با مراجعه به گفتار پیشوایان معصوم (صلوات الله علیهم اجمعین) کاملاً واضح و روشن می شود.
به طور کل روایات موجود در این موضوع، حکایت از این دارد که از مواردی که در ذیل به آنها اشاره می شود، سوأل می کنند:
۱- خدایت کیست؟ ۲- پیامبرت کیست؟ و رهبر و امامت کدام است؟ ۳- دینت چیست؟ ۴- عمرت را در چه راهی صرف کرده ای؟ ۵- اموالت را از چه راهی به دست آورده ای و در چه راهی به مصرف رسانده ای؟ ۶- قبله ات کجاست؟ ۷- کتاب آسمانی ات چه نام دارد؟ ۸- نماز. ۹- زکات. ۱۰- روزه. ۱۱- حج
مژده به شیعیان واقعی!
مطابق آنچه بیان شد، انسان پس از مرگ با حوادث هولناک و صحنه های غم انگیزی مواجه خواهد بود، حوادثی که هر یک به تنهایی می تواند به راحتی آرامش روحی آدمی را بر هم زده، و راحتی و آسایش را از او سلب نماید. اما در این میان باید این مژده را به شیعیان واقعی امامان معصوم (صلوات الله علیهم اجمعین) داد، که آنها در این باره ترسی به دل راه ندهند و با خاطری آسوده و خیالی راحت به حیات خویش ادامه دهند، چرا که خالق هستی به پاس ولایت پذیری و پیروی واقعی از امامان معصوم (صلوات الله علیهم اجمعین) حساب آنها را از سایرین جدا نموده و با آغوشی گرم و محبّت آمیز از آنها استقبال خواهد نمود. در حقیقت شیعه ی واقعی بودن، وسیله ای است نجات بخش که همچون پناه گاهی مستحکم و استواری می تواند آدمی را در گردنه های صعب العبور یاری رسانده و آنها را از خطرات کمر شکن عالم قبر و قیامت ایمنی بخشد. در حدیث معروف، رسول گرامی اسلام پرده از روی این حقیقت کنار زده، و در این باره به صراحت فرموده است: «مَثَلُ أهل بَیتی فیکم کمثل سفینة نوح فی قَومِهِ، مَن رکبها نجی و مَن تخلّف عَنها غَرِقَ.»
مثل اهل بیت من، در میان شما مردم همچون کشتی نوح در قومش می باشد کسی که سوار بر این کشتی شد نجات یافته و کسی که از آن جا بماند غرق شده است.
بنابراین طبق فرمایش پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) دشمنان و مخالفین امر امامت و ولایت، در طوفان بلا، و مصیبت از کشتی حمایت اهل بیت محروم، و از عذاب و سختی های طاقت فرسای پس از مرگ در امان نخواهند بود.
تبیان یزد

دی ۲۱, ۱۳۹۰ | در: مطالب روزانه

خودنمایی

بنا بر اسناد تاریخی همزمان با آغاز زندگی اجتماعی زن در قالب خانواده، خویشاوندان و جامعه مفاهیم محرم و نامحرم و گونه ای از حریم گیری و محدودیت، به عنوان معیار بایدها و نبایدها در برقراری روابط جنسی، شکل معاشرت، چگونگی تماس گفتاری و پوشش بدنی مطرح بوده و جلوه حجب، حیا و عفاف او به حساب می‌آمده است. یکی از نمادهای حیا و عفاف، نماد پوشش و لباس بوده است و پایبندی به آن برای زنان یک کمال و حراست از آن برای مردان، افتخار و شرافت به حساب می‌آمده است.

از دیدگاه قرآن نیز موضوع حیا و عفاف مخصوص زنان نبوده؛ بلکه ذات و سرشت انسان، اقتضای حیا و عفاف را دارد. ترسیم مرحله ای که انسان هنوز به فرهنگ، دین روابط تولید و توزیع، مناسبات اجتماعی و رقابت و حس مالکیت و … دست نیافته است تا از آن‌ها تأثیرپذیر باشد، بیانگر این مسئله است و آن، فضای کاملاً طبیعی‌ای است که حضرت آدم علیه‌السلام و همسرش راهی را انتخاب می‌کنند که نتیجه آن فرو افتادن حجاب و آشکار شدن چیزهایی بود که آن را بر اساس ذات و سرشت انسانی خود، زشت می‌دانستند و چون زشتی را احساس کردند، در صدد پوشاندن آن بر آمدند: « فَلَمَّا ذَاقَا الشَّجَرَةَ بَدَتْ لَهُمَا سَوْآتُهُمَا وَطَفِقَا یَخْصِفَانِ عَلَیْهِمَا مِنْ وَرَقِ الْجَنَّةِ»؛ « چون آدم و همسرش از آن درخت بچشیدند، شرمگاهشان پدیدار گشت و آن‌ها شروع کردند به چسباندن برگ‌های بهشت بر تن خود».(۱)

با اتکاء به ذاتی بودن حیا و عفاف، قرآن زنان و مردان را دعوت به عفت ورزی می‌کند با این تفاوت که عفت ورزی مردان با کنترل بر شهوت و پرهیز از چشم چرانی حاصل می‌آید و حیای زن، با حریم گیری‌هایی که یکی از نمودهای آن پوشش تن می‌باشد.

رفتار حضرت موسی علیه السلام می‌تواند مصداق بارز این نوع عفت ورزی باشد که پس از اجابت دعوت شعیب علیه السلام موقع رفتن به خانه ایشان، برای اینکه چشمش به قد و قامت زن نامحرم نیفتد، به دختر شعیب علیه السلام پیشنهاد کرد که پشت سر او حرکت کند و راه خانه را به او بنمایاند.

حریم گیری‌های پیشنهادی قرآن در مورد زنان، مربوط به رفتار، گفتار و لباس پوشیدن آنان می‌شود و آمیخته با هشدار و بیدارباش می‌باشد؛ زیرا قرآن معتقد است که تعامل زن و مرد در حیات اجتماعی اجتناب ناپذیر است، ولی درباره محتوا، شکل و شیوه معاشرت، طرح و توصیة ویژه دارد؛ از این رو، با پذیرش مشروعیت اصل گفت وگو از به کارگیری شیوه نازکی و لطافت در صدا و کلمات و جملات دارای معنای باطل و ناروا، باز می‌دارد

دختر شعیب علیه السلام این برخورد موسی علیه السلام را نوعی امانتداری شمرد و خداوند نیز تلقی او را مورد تأیید قرار داد: « قَالَتْ إِحْدَاهُمَا یَا أَبَتِ اسْتَأْجِرْهُ إِنَّ خَیْرَ مَنِ اسْتَأْجَرْتَ الْقَوِیُّ الأمِینُ»؛ « یکی از آن دو گفت: پدر! او را مزدوری بگیر؛ زیرا بهترین کسی به مزدوری می‌گیرد آن است که نیرومند و امین می‌باشد».(

حریم گیری‌های لازم

وقتی نگاه مردان به زنان صرفاً نگاهی جنسی باشد، آمیزه ای از نفرت و ترس را در روح زن به وجود می‌آورد و همین حالت روحی به او انگیزة حریم گیری و میل به عفت ورزی می‌دهد. قرآن در این زمینه پیشنهادها و راهکارهایی را ارائه می‌دهد که رعایت آن‌ها منجر به تأمین عفت در حیات اجتماعی می‌گردد

از نظر قرآن زن و مرد هر دو وظیفه دارند که از چشم چرانی بپرهیزند و برای اندام جنسی خود، پوششی برگزینند که مانع رؤیت شود: « قُلْ لِلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَیَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذَلِکَ أَزْکَی لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ به ما یَصْنَعُونَ * وَقُلْ لِلْمُؤْمِنَاتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَیَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ»؛ «به مؤمنان بگو چشم‌های خود را فرو گیرند و شرمگاه خود را بپوشانند، این برای آن‌ها پاکیزه تر است. خداوند از آنچه انجام می‌دهید، آگاه است و به زنان با ایمان بگو چشم‌های خود را فرو گیرند و شرمگاه خود را بپوشانند» .(۳)

حفظ و پوشش اندام جنسی همانگونه که با برهنگی تضاد دارد، با لباسی که در اثر تنگی یا نازکی پوشش کامل به حساب نیاید، نیز ناسازگار می‌باشد. خداوند به مردان نیز فرمان داده است که سرزده و بدون اجازه به خانه کسی وارد نشوند و بدین وسیله آسایش و آزادی زنان را در خلوتگاه خانه‌شان بهم نزنند.

زنی خدمت پیامبر صلی الله علیه و آله عرض کرد: یا رسول الله، من در خانه‌ام وضعیتی دارم که نمی‌پسندم هیچ کسی مرا با آن وضع ببیند، اگر در چنین شرایطی کسی بر من وارد گردید، چه کار کنم؟ پس این آیه نازل شد: « یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَدْخُلُوا بُیُوتًا غَیْرَ بُیُوتِکُمْ حَتَّی تَسْتَأْنِسُوا وَتُسَلِّمُوا عَلَی أَهْلِهَا ذَلِکُمْ خَیْرٌ لَکُمْ لَعَلَّکُمْ تَذَکَّرُونَ»؛ «ای کسانی که ایمان آورده‌اید، به خانه‌هایی غیر از خانه خود، بدون اجازه گرفتن و سلام کردن بر اهل آن وارد نشوید، این برای شما بهتر است، امید است متوجه سرّ این فرمان بشوید».(۴)(۵)

در مورد زنان نیز می‌فرماید: « وَإِذَا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتَاعًا فَاسْأَلُوهُنَّ مِنْ وَرَاءِ حِجَابٍ ذَلِکُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِکُمْ وَقُلُوبِهِنَّ»؛ «هرگاه از زنان پیامبر کالایی خواهید، از پشت پرده بخواهید. این برای پاکی دل‌های شما و آنان تأثیرگذارتر است».(۶)

رسواترین گونه های تبرج یا همان خود نمایی با انگیزة جنسی که سطوح گوناگون دارد، خودنمایی آمیخته با اختلاط و فحشاست که در عصرحاضر نیز بر روابط بسیاری از زنان و مردان جوامع غیر دینی، سایه افکنده است

حریم گیری‌های پیشنهادی قرآن در مورد زنان، مربوط به رفتار، گفتار و لباس پوشیدن آنان می‌شود و آمیخته با هشدار و بیدارباش می‌باشد؛ زیرا قرآن معتقد است که تعامل زن و مرد در حیات اجتماعی اجتناب ناپذیر است، ولی درباره محتوا، شکل و شیوه معاشرت، طرح و توصیة ویژه دارد؛ از این رو، با پذیرش مشروعیت اصل گفت وگو از به کارگیری شیوه نازکی و لطافت در صدا و کلمات و جملات دارای معنای باطل و ناروا، باز می‌دارد: «یَا نِسَاءَ النَّبِیِّ لَسْتُنَّ کَأَحَدٍ مِنَ النِّسَاءِ إِنِ اتَّقَیْتُنَّ فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیَطْمَعَ الَّذِی فِی قَلْبِهِ مَرَضٌ وَقُلْنَ قَوْلا مَعْرُوفًا»؛ «پس در گفتار فروتنانه و با کرشمه سخن مگوئید تا بیماردلان به طمع نیفتند و لحن پیراسته از باطل بر زبان جاری کنید».(۷)

قرآن از پایکوبی و خودنمایی و جلوه گری زنان و گام برداشتن به گونه ای که صدای زیورهایی که به پا می‌بسته اند، آشکار شود نیز نهی کرده است: « وَلا یَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ مَا یُخْفِینَ مِنْ زِینَتِهِنَّ»؛ « پای بر زمین نکوبند، به گونه ای که زینت پنهان داشته‌شان را به اطلاع دیگران برسانند و مردان غریبه را به خود جلب نظر نمایند».(۸)

قرآن حتی از خودنمایی زنان سالخورده نیز نهی کرده است: « وَالْقَوَاعِدُ مِنَ النِّسَاءِ اللاتِی لا یَرْجُونَ نِکَاحًا فَلَیْسَ عَلَیْهِنَّ جُنَاحٌ أَنْ یَضَعْنَ ثِیَابَهُنَّ غَیْرَ مُتَبَرِّجَات»؛ «زنان بازنشسته که امید به ازدواج ندارند، اجازه دارند که جامه های خود را کنار گذارند، بدون اینکه با زیور آلاتشان به خودنمایی بپردازند».(۹)

رسواترین گونه های تبرج یا همان خود نمایی با انگیزة جنسی که سطوح گوناگون دارد، خودنمایی آمیخته با اختلاط و فحشاست که در عصرحاضر نیز بر روابط بسیاری از زنان و مردان جوامع غیر دینی، سایه افکنده است.

با اینکه حیا و عفاف در سرشت آدمی ریشه دارد، اما محدودیت آور نیز هست، اما نتایج حجاب و عفاف آنقدر مهم است که زنان با رغبت این مقدار از محدودیت را پذیرا شوند و البته این رغبت زمانی شکل می‌گیرد که زنان و مردان به فلسفه، آثار و اهداف حجاب توجه داشته باشند: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَدْخُلُوا بُیُوتًا غَیْرَ بُیُوتِکُمْ حَتَّی تَسْتَأْنِسُوا وَتُسَلِّمُوا عَلَی أَهْلِهَا ذَلِکُمْ خَیْرٌ لَکُمْ لَعَلَّکُمْ تَذَکَّرُونَ»؛ «ای کسانی که ایمان آورده‌اید، به خانه‌هایی جز خانه های خودتان، وارد نشوید تا آنکه خبر دهید و اجازه خواهید و بر اهل آن سلام کنید. این برای شما بهتر است، باشد که به یاد آرید».(۱۰)

آیا دو فرشته ای که خداوند در آیات ۱۷ و ۱۸ سوره ی ق به آن ها اشاره کرده است، در آسمان ها هستند یا همراه انسان در حرکت اند؟ مگر خداوند، شاهد و ناظر اعمال انسان نیست؟ در این صورت، دو فرشته را برای چه چیزی قرار داده است؟ آیا دو فرشته در روز قیامت شهادت می دهند یا خیر؟

پاسخ :

قبل از پرداختن به پاسخ، باید توجه داشت که سؤال ها مربوط به عالم ماده نمی باشد بلکه مربوط به موجوداتی (فرشتگان) می باشد که در عالم ماورای ماده (غیب) قرار دارند؛ بنابراین، باید از کسانی پاسخ را شنید که از غیب و ماورای ماده خبر دارند؛ به همین دلیل، پاسخ هایی را که ارائه می شود مستند به کلام خدا ـ یعنی قرآن و روایات و احادیث ائمه ی معصومین-علیهم السلام- می باشد که البته این جواب ها را عقل نیز تأیید می کند.

فرشتگان نگهبان انسان

دو فرشته ای که خداوند مراقب انسان قرارداده، همیشه همراه انسان هستند و لحظه ای از او جدا نمی شوند؛ مگر پس از مرگ. کارهای خداوند بر اساس اسباب و مسببات انجام می گیرد. دو فرشته نیز اسباب الهی هستند.

۱ ـ شواهد قرآنی برای این مسئله

الف) آیه ی شریفه ی«إِذْ یَتَلَقَّى الْمُتَلَقِّیَانِ عَنِ الْیَمِینِ وَعَنِ الشِّمَالِ قَعِیدٌ»[۱] «آن گاه که آن دو فرشته از جانب راست و چپ نشسته او را فرا می گیرند». از این آیه به دست می آید که آن ها همراه انسان هستند و همراه انسان بودن، کنایه از این است که همیشه مواظب و مراقب اعمال او هستند، و به هر جا رود و در هر حالتی قرار گیرد، او را زیر نظر می گیرند، و اعمال و حرکات و

قرآن کریم به ما توصیه می‌کند که اگر می‌خواهید به موفقیت اقتصادی برسید این موفقیت ممکن است برای شما خطرهای زیادی را در بر داشته باشد لذا در کنار موفقیت اقتصادی حتماً باید به فکر موفقیت معنوی و به تعبیر دیگر رشد معنوی خود نیز باشید تا در سایه رشد معنوی بتوانید هر چه بیشتر از موفقیت اقتصادی خود بهره ببرید .

اما برای کسانی که آرزو دارند یک انسان ثروتمند باشند و از این ثروت خود در زندگی لذت ببرند و  ثروت و پول بتواند وسیله ای باشد برای اینکه آن‌ها را به آرامش برساند، قرآن کریم توصیه های جالب و خواندنی دارد .

چرا که بعضی از ثروتمندان هیچ لذتی از پول و ثروت خود نمی‌برند و طبق گفته های خودشان از وقتی به عنوان یک فرد ثروتمند در جامعه شناخته شدند لحظه ای آرامش را درک نکرده‌اند و استرس و اضطراب و فکر های مختلف تمام زندگی آن‌ها را در بر گفته است .

موفقیت اقتصادی از نظر قرآن عوامل مهمی دارد که با عملی کردن این عوامل در زندگی می‌توانید به این موفقیت دست پیدا کنید .

 

1)کلیدبسط و قبض

این قانون که در قرآن کریم چندین بار تکرار شده است می‌گوید خداوند متعال روزی افراد را به خاطر مصلحت‌ها و مفسده‌هایی که می‌داند تعیین می‌کند و برای هر کسی مقداری از ثروت را معین می‌کند تا افراد را به این

گذر عمر وبلاگي

حمایت از بلاگها